ای به داد من رسیده تو روزهای خودشکستن ای چراغ مه

ای به داد من رسیده تو روزهای خودشکستن ای چراغ مهربونی تو شبهای وحشت من ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید تو شب و از من گرفتی تو من و دادی به خورشید اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی برای من که غریبم تو رفیقی جون پناهی یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت غم من مخور که دوری برای من شده عادت ناجی عاطفه من شعرم از تو جون گرفته رگ خشک بودن من از تن تو خون گرفته اگه مدیون تو باشم اگه از تو باشه جونم قدر اون لحظه ندانم که من و دادی نشونم وقتی شب شب سفر بود توی کوچه های وحشت وقتی ابر سایه کسی بود واسه بردنم به ظلمت وقتی هر ثانیه شب تپش هراس من بود وقتی زخم خنجر دوست بهترین لباس من بود تو با دست مهربونی به تنم مرحم کشیدی برام از روشنی گفتی پرده شب و دریدی یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت غم من مخور که دوری برای من شده عادت ای طلوع اولین دوست ای رفیق آخرمن به سلامت سفرت خوش ای یگانه یاور من مقصدت هرجا
دیدگاه ها (۱)

.

(؛.

موقع اعدامم پرسيدند آخرين حرفت: گفتم:رویِ قبرم تکه...

والا به خداااااااا

عاشقانه های شبنم

https://wisgoon.com/kookjkooo‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌بودن تو برای ...

قسمت بیست و شش

آپدیت اینستاگرام برند ARIH با ویدیویی از نامجون :🐨کپشن: فرقی...

امشب، پیش از آن‌که چشمانت را به خواب بسپاری، لحظه‌ای مکث کن ...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

قسمت بیست و چهار

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

#سناریو*وقتی میرید مسافرت برای اولین بار*نامجون:وای ات خیلی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط