عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم
به نام دلبر♥️
هرجا اسم دلبر میاد فقط چشمامو میبندم و تو میای تو ذهنم .. میدونی چرا :
هرجا خسته بودم شونه بودی برام
هرجا تنها بودم همراه بودی برام
هرجا ترسیدم سایه اَمن بودی برام
همه ی ناراحتی هامو رو خریدی به جونت
خلاصه بگمـــ نزاشتی آب تو دلم تکون بخوره
تو این دنیای پر از وسوسه بی توقع عشق و محبت و قلبتُ بهم هدیه دادی واز جسم و روحم مراقبت کردی؛
تو یه هدیه هستی که هیچ مغازه ای از تو نداره حتی خود خداهم لنگه تورو دیگه نداره؛ تو جواب همه شکر خداهای پدرمی ♥️
داشتن تو بهم یاد داد : تو اوج تاریکی ها داشتن یه نور معجزه اس؛ بهم یاد داد : اگه تو نباشی زندگی فقط جون کندن و وقت تلف کرده
مهم نیست چند سالمه و کجام وچطور زندگی کردم ؛ از وقتی تو اومدی تازه متولد شدم؛ تازه فهمیدم زندگی مزه شیرین سیب قرمز میده ؛ تو روح منو جلا دادی و به جونـــم قدرت دادی ...
وقتی دستاتو میگیرم قدرتمندترین دختر جهانم
وقتی میخندی خوشبخت ترینم آدم زمینم
وقتی حرف میزنی ساکت ترین مخلوق خدام
وقتی در آغوش توامـــــ بی نیاز ترینم
مگه بهشت کجاست؟ چه رنگیه ؟
مگه زندگی با تو خودِ بهشت نیست....!
مهم نیست قبل تو جهنم بود زندگیم الان که هستی خُنکی باد بهشت روی صورتمه...
شبام دیگه بوی تنهایی و دلتنگی نمیده ؛
عطر داره؛ عطر تو رو داره و من مست تو..
بمون کنارم من مغرورم با داشتنت
نه برای روز و شب و ماه و سال نه... برای یه عمــــر ؛من میخوام بقیه ی زندگیم کنار تو باشه
شریک بشیم تو خنده و گریه ؛ تو بیماری و سلامتی ؛ تو قهر و آشتی .. ..
دلــــبرم تو چهار چوب خونه ی قلب من سلطان تویی..تو صاحب این تَنی ... تو مالک روح منی
میخوام همه ی قربون صدقه ها ی دنیارو جمع کنم و برات هرشب تا صبح لالایی بگم میخوام همه ی من پر بشه از تو.....
تورا خوشست که بدوزی لب و دهان مرا ....
وگرنه هزار سال دگر ...
از تو خواهم گفت
هرجا اسم دلبر میاد فقط چشمامو میبندم و تو میای تو ذهنم .. میدونی چرا :
هرجا خسته بودم شونه بودی برام
هرجا تنها بودم همراه بودی برام
هرجا ترسیدم سایه اَمن بودی برام
همه ی ناراحتی هامو رو خریدی به جونت
خلاصه بگمـــ نزاشتی آب تو دلم تکون بخوره
تو این دنیای پر از وسوسه بی توقع عشق و محبت و قلبتُ بهم هدیه دادی واز جسم و روحم مراقبت کردی؛
تو یه هدیه هستی که هیچ مغازه ای از تو نداره حتی خود خداهم لنگه تورو دیگه نداره؛ تو جواب همه شکر خداهای پدرمی ♥️
داشتن تو بهم یاد داد : تو اوج تاریکی ها داشتن یه نور معجزه اس؛ بهم یاد داد : اگه تو نباشی زندگی فقط جون کندن و وقت تلف کرده
مهم نیست چند سالمه و کجام وچطور زندگی کردم ؛ از وقتی تو اومدی تازه متولد شدم؛ تازه فهمیدم زندگی مزه شیرین سیب قرمز میده ؛ تو روح منو جلا دادی و به جونـــم قدرت دادی ...
وقتی دستاتو میگیرم قدرتمندترین دختر جهانم
وقتی میخندی خوشبخت ترینم آدم زمینم
وقتی حرف میزنی ساکت ترین مخلوق خدام
وقتی در آغوش توامـــــ بی نیاز ترینم
مگه بهشت کجاست؟ چه رنگیه ؟
مگه زندگی با تو خودِ بهشت نیست....!
مهم نیست قبل تو جهنم بود زندگیم الان که هستی خُنکی باد بهشت روی صورتمه...
شبام دیگه بوی تنهایی و دلتنگی نمیده ؛
عطر داره؛ عطر تو رو داره و من مست تو..
بمون کنارم من مغرورم با داشتنت
نه برای روز و شب و ماه و سال نه... برای یه عمــــر ؛من میخوام بقیه ی زندگیم کنار تو باشه
شریک بشیم تو خنده و گریه ؛ تو بیماری و سلامتی ؛ تو قهر و آشتی .. ..
دلــــبرم تو چهار چوب خونه ی قلب من سلطان تویی..تو صاحب این تَنی ... تو مالک روح منی
میخوام همه ی قربون صدقه ها ی دنیارو جمع کنم و برات هرشب تا صبح لالایی بگم میخوام همه ی من پر بشه از تو.....
تورا خوشست که بدوزی لب و دهان مرا ....
وگرنه هزار سال دگر ...
از تو خواهم گفت
- ۴۴۵
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط