مهستی

مهستی

دله این
پاتو آهسته بزار دله این
نداره صبر و قرار دله این

اگر که شکسته چو جام بلا
اگر که فتاده ز چشم خدا

یه چشمه ی نوره یه جام بلوره
یه سنگ صبوره صفاشو ببین

به دامت اسیره
اگر که بمیره ریا نپذیره
وفاشو ببین پاتو آهسته بزار
دله این نداره صبر و قرار دله این

اگر چه شکسته
مکش تو به خونش
به دشت جنونش
بخدا دل این

بگو تو به اون دل
که وفا نمیدونه
اگر تو نمونی
دل من نمیمونه

نرو که نمیره
تو بمون که بمونه
دیدگاه ها (۲۰)

بچه ها من ناخواسته یکی رو ناراحت کردم البته من ناراحتش نکردم...

My lovely neighbor part : 66

رمان

#تلنگر#داستان واقعییادمه دوران مجردی خوبی داشتم؛ طوری که گاه...

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۲۲

پارت۴۶

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۹: بزرگ‌ترین خطرشب عمیق‌تر شده بود.صدای م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط