از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ/گریه کردمو نوشتم نازنی

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ/گریه کردمو نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون اینهمه دیوار/تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
دیدگاه ها (۹)

پارت ۲ساعت ۱ و ۵ دقیقه ی شب_تهیونگ:داشتم تو یه محله ی پایین ...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

سلامی دوباره🌚 بعد اینکه اومدم شرایطمو بهتون گفتم و گفتم که د...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 119・⁠]⁠ᕗتوماس اشاره ای زد و ...

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 3 *لورا*گوشی رو برداشتم و با دستای لرزون ...

#خداشناسی #خداباوری#خدایا_شکرت #خدایاشکرت #متن #حرف #سخن #حر...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

برادر ناتنی من Part 1ویو جنایه خانواده اومدن و تهیون رو دیدن...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 169♡⁠。⁠)⁩اشكم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط