مــــــــــن دختریم کہ

مــــــــــن دختریم کہ
↩غرور را دوست دارم↪!
چونگاهی غرور آخرین تکیه گاه است✔
⏪وقتی همه چیزت را باخته ای!⏩
✔غرور✔ همچون نقابی‌ست که به پشتوانه اش می توانی
تصویر درهم ِ ↩ویرانی‌ات را↪ پنهان کنی!

⏪... تو هیچ چیز از من نمی دانی✖
✍نمی دانی چه قدر سخت است⏪
✔در برابر آن همه زیبایی تو
سیل نگاهم را⏪
پشت سد ↩غرورم↪ مهار کنم و
نقش کسی را بازی کنم که برایش
↩بود و نبود تو↪
خالی از اهمیت است!
تو بهتر از هر منتقدی می توانی تشخیص دهے
بازیگر خوبی هستم یا نه؟!
دیدگاه ها (۵)

آتیشی که از بارون شروع شدpart 46ا. ت: الان؟جونگکوک: بله.ا. ت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

پروانه جان

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

پارت۱۰انگشت‌هایِ ایزوکو خیلی آرام، مثل پر، روی پوستِ زبر و د...

پارت: 18 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**دخمه‌ی تجهیزاتِ سمعی‌بصری...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط