#حکایت_قدیمی

#حکایت_قدیمی

طبلِ توخالی

روباهی گرسنه در بیشه‌ای می‌گشت که به طبلی بزرگ پای درختی برخورد. هر بار که باد می‌وزید، شاخه‌های درخت به پوست طبل می‌خورد و صدایی بسیار بلند و هولناک در جنگل می‌پیچید.

روباه با دیدن جثهٔ بزرگ و شنیدن صدای مهیب طبل، پیش خود خیال کرد که درون آن پر از چربی و گوشت لذیذ است.

با زحمت و ولع فراوان پوست طبل را پاره کرد، اما وقتی درونش را دید، متوجه شد که کاملاً توخالی است و ذره‌ای پیه و گوشت در آن نیست!

پس زبان به عبرت گشود و گفت: «فهمیدم که هر چیزی که هیکلش درشت‌تر و صدایش سهمگین‌تر باشد، فایده و خاصیتش کمتر است!»


💯
دیدگاه ها (۰)

#ضرب_المثل طبل تو خالییک طبل بزرگ در کنار درختی افتاده بود. ...

اجتماع (شیرکو بیکه س)غروب در اجتماع درختانهنگامی که درختی سخ...

غروب در اجتماع درختانهنگامی که درختی سخن می‌گفتبسیار به آن م...

حلیم بادمجانچند نوع از غذاهای ایرانی را می شناسید و طعم آنها...

پاپایا (Papaya) یکی از گونه‌‌های درختان گرمسیری آمریکا است ک...

لطف کنین متن بخونین ⬇ ️⬇ ️⬇ ️⬇ ️⬇ ️برای گردش و تفر...

#غذای_اصلی_#خورشت_بادمجان_کدو_بادمجان یکی از مواد غذایی است ...

گاو نژاد شاروله (Charolais cattle) یکی از قدیمی‌ترین نژادهای...

#درخت_آسوریک متن داستاندر سرزمین سورستان درختی بلند رُسته بو...

#لب_های_خشکیدهباد ملایم بهاری پوست صورت را به نرمی نوازش می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط