آرامش، نه در کثرتِ دست‌هایی که می‌گیریم، که در امنیتِ دست

آرامش، نه در کثرتِ دست‌هایی که می‌گیریم، که در امنیتِ دستی است که رهایش نمی‌کنیم. کسانی که از مسئولیتِ یک رابطه‌یِ “اصل” می‌گریزند تا در روابطِ “متعدد” آزاد باشند، در واقع زندانیِ یک دورِ باطل‌اند. آن‌ها هر بار “خودِ” واقعی‌شان را پشتِ نقابِ آشنایی‌هایِ جدید پنهان می‌کنند و از “خستگیِ مزمنِ روح” رنج می‌برند. وقتی تمامِ عمر را صرفِ شروع کردن می‌کنی، هرگز فرصت نمی‌کنی به “مقصد” برسی. اعتماد، گیاهی است که در خاکِ ثبات رشد می‌کند؛ و کسی که مدام گلدانش را عوض می‌کند، در نهایت صاحبِ ریشه‌هایی خشکیده خواهد بود که دیگر نمی‌تواند به هیچ شانه و دیواری تکیه کند. تنهاییِ درونیِ این آدم‌ها، پاداشِ همان فرارهایِ مداوم است.
دیدگاه ها (۰)

شیراز، شهرِ تلاقیِ غزل و نارنج است؛ شهری که حتی در سفره‌هایش...

بسیاری از آدم‌ها، نه عاشقِ “دیگری”، که شیفته‌یِ هیجانِ “کشف”...

شیراز فراتر از یک مختصاتِ جغرافیایی، یک “حالتِ خوشِ روحی” اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط