شیراز فراتر از یک مختصاتِ جغرافیایی، یک “حالتِ خوشِ روحی”
شیراز فراتر از یک مختصاتِ جغرافیایی، یک “حالتِ خوشِ روحی” است که در آن، تاریخ با غزل و جغرافیا با عطرِ بهارنارنج پیوند خورده است. اینجا تلاقیِ باشکوهِ “قدمت” و “ترانه” است؛ جایی که عقربههای ساعت با احترام به آرامشِ مدامِ مردم، آهستهتر حرکت میکنند.
مردمانِ این دیار، کیمیاگرانی هستند که غم را با بندِ “بیخیالیِ عالمانه” مهار کرده و لحظه را چنان با طمأنینه زندگی میکنند که گویی زمان برای تماشایِ شکوهِ زندگیِ آنها ایستاده است. شیرازی بودن، یک شناسنامه نیست؛ یک آیینِ “خوشنشینی” و مرامِ نجیبی است که با یک “کاکو” گفتن، تمامِ دیوارهایِ غریبگی را فرو میریزد. در این شهر، “زیستن” بر “داشتن” اولویت دارد و هر مسافری، چه بخواهد و چه نخواهد، بخشی از قلبش را برای همیشه در حوالیِ حافظیه جا میگذارد. شیراز، یگانه جایی است که در آن میتوان فهمید دنیا هنوز هم میتواند به زلالیِ آبِ رکنی و به شیرینیِ کلامِ حافظ، جایِ امنی برایِ دوباره عاشق شدن باشد.
مردمانِ این دیار، کیمیاگرانی هستند که غم را با بندِ “بیخیالیِ عالمانه” مهار کرده و لحظه را چنان با طمأنینه زندگی میکنند که گویی زمان برای تماشایِ شکوهِ زندگیِ آنها ایستاده است. شیرازی بودن، یک شناسنامه نیست؛ یک آیینِ “خوشنشینی” و مرامِ نجیبی است که با یک “کاکو” گفتن، تمامِ دیوارهایِ غریبگی را فرو میریزد. در این شهر، “زیستن” بر “داشتن” اولویت دارد و هر مسافری، چه بخواهد و چه نخواهد، بخشی از قلبش را برای همیشه در حوالیِ حافظیه جا میگذارد. شیراز، یگانه جایی است که در آن میتوان فهمید دنیا هنوز هم میتواند به زلالیِ آبِ رکنی و به شیرینیِ کلامِ حافظ، جایِ امنی برایِ دوباره عاشق شدن باشد.
- ۱.۷k
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط