گاهی سکوت را لای حاشیه های قالی گم میکنم!گاهی چشمهایم ازد

گاهی سکوت را لای حاشیه های قالی گم میکنم!گاهی چشمهایم ازدستم می افتدواشک را که سنگ می شود برپیکره ی لمیده ام را فراموش می کنم!
سکوتم راقابی تازه می گیرم طعم چایی ام نیمه ی ناتمام سکوتم را پرمی کندهرچندعطرش تمام من را بیدارکرده است !مرورکتاب های تکراری ام هیچ چیزبه سکوتم اضافه نمی کند...! (برسین)
دیدگاه ها (۲)

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟔 | آخرین صفحهچند روز بعد، اتاق ا/ت ساکت بود.یونگی کنار...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

نمیبخشمت p.22

🎻۲۲:۱۸ | خیابان Saint-Jacques، منطقه پنجمدست‌هایش در جیب کتش...

Between Sleep and Breath

سناریو هنتای : وسوسه ی دارچینی

به دلم ، روحم ، احساسم ، به همه ی جآنم سنجاق می زنم؛ خوشی ها...

به دلم ، روحم ، احساسم ، به همه ی جآنم سنجاق می زنم؛ خوشی ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط