part2

part2

_سلام بیبی
سلام کیوت چه خیلی خوشگل شدی کسی ندزدنت
_پس تو مراقبم باش باشع؟
باش خانمی حالا سوار ماشین شو که بریم
_باش

سوار ماشین شدم دیدم داره میره بیرون از شهر

_کجا میری بیبی
داریم میریم یه جای خیلی قشنگ

ته ویو
بعد از اینکه ات قبول کرد رفتم حموم امدم بیرون موهام رو خشک کردم و یه کت و شلوار سفید با یه کفش سفید پوشیدم یه عطر تلخ که خود اته برام اورده بود رو زدم بعدش رفتم و براش یه گردنبند خیلی خوشگل خریدم و کادو کردم براش رفتم دنبالش خیلی خوشگل شده بود واقعا زیبا شده بود
رفتیم جنگل

_اگه میدونستم قراره بیام اینجا یه چیز دیگه میپوشیدم
عیبی نداره منم خودم کت و شلوار سفیدپوشیدم کیوتچه

رفتیم اونجایی که به باغ گل راه داشت جلوش زانو زدم

ات خیلی وقته که میخوام یه چیزی رو بهت بگم من تورو دوست دارم قبول میکنی دوست دخت..رم باشی ؟!
& تهیونگ...من....دوست دارم قبول میکنم

بعد از اون رفتیم یه جایی که پر از درخت بود ات داشت می چرخید و میخندید که یک دفعه افتاد توی یه چاله
شرطا:
۵ لایک و پنج کامنت
چون میخوام سریع تر بعدی رو بزارم
۵ لایک گفتم
دیدگاه ها (۱۰)

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

وقتی تنبیه میشی

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت چهارمویو ات صبح از خواب با سردر...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

مهمونی خطرناک پارت= 12دلم میخواست بزنم تو دهنش ولی نمیشدنگاه...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:74☆ویو یونجون:از فرودگاه خبر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط