از ظهر تا غروب طول کشید

از ظهر تا غروب طول کشید
دشتی را شخم زدم
تا دفن اش کردم ...
بد عادت شده بود
گاهی جلوتر از من راه می رفت تا به تو برسد
سایه ام را می گویم !
که خواب دیده بود
تو به دیدارش آمده ای ...
.
دیدگاه ها (۷)

تو ماه رابیشتر از همه دوست می‌داشتیو حالاماههر شبتو را به یا...

در این روزگار حتی بهار هار شده است...هنوز شکوفه در نیاورده پ...

کاش میشد فقط یکباربهش زنگ بزنم و بگمالو اگه صدای منو میشنوین...

چشمانمخط استواییستکه وقت نبودنتهمیشه بارانیست...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۹بعد از کافه، بدون برنامه مشخصی توی خی...

عاشقانه های شبنم

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 4 لورنزوداشتم تو خونه استراحت می‌کردم که...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

سرنوشت(ویو من)چند ماه گذشت...دیگه اون دختر خجالتی روزهای اول...

رقص سایه‌ها | پارت ۱۱: پژواک در تاریکیسرم را به اطراف چرخاند...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش اول_ من تماشای تو می‌کردم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط