پارت ۲۸۶

پارت ۲۸۶


تقریباً دوماه از شروع جلسه های درمانی هیون گذشته و من هر روز پیشش بودم ، خیلی تغییر کرده بود و این منو خوشحالم میکرد ،امروز اومدم تا یه سونوگرافی انجام بدم و اگرم بشه از از جنسیت بچمون با خبر بشم ، روی تخت دراز کشیدم و لباسم رو بالا دادم و خانم دکتر مشغول شد


...خب مامان کوچولو میخوای صدای قلب بچه رو بشنوی؟


کلمه (مامان کوچولو) برام عجیب بود ، یه حس خاصی گرفتم


+اره میخوام بشنوم


با صدایی که پخش شد قلبم لرزید ، خدایا چطوری اینقدر صدای قلب کوچولوش قشنگه؟
صدا قطع شد و دکتر با لبخند رو به من کرد


... رفتی تویه سه ماهگی عزیزم ، بچتونم دختره تبریک میگم، میتونی بلند شی


دختره ؟ لبخند بزرگی زدم ، منو هیون دختر دار میشدیم ، تصورشم قشنگه



ــــــــــــــــــــــــــــــــــ


~دکتر چی گفت ؟ حال بچه چطوره؟


+خوبه ، رفتم تویه سه ماهگی سوجون


~واقعااا؟


+اره، صدای قلبشو هم گوش دادم ، حتی..حتی گفت جنسیت بچه چیه


~راست میگی یونااا؟ چیه جنسیتش؟


+دختره...


با ذوق بغلم کرد


~وای باورم نمیشه، مطمئنم هیون عاشق دختر باشه، تبریک میگم یونا


+ممنون


~وای دل تو دلم نیست به هیون بگم


+وای سوجون توروخدا یه حرف تو دهنت جا بگیره دیگه ، میخوام سوپرایزش کنم نگو بهش


~خیالت راحت نمیگم ، حداقل به بقیه نگیم ؟ فلیکس لینو؟ خانم بزرگ ؟


+ نه هیچی نگیم بهتره ، همین که مامان یونهی و مامان خودم می‌دونن کافیه


~باشه اوکیه ، نظرت چیه بریم رستوران؟ دختر بودنشو جشن بگیریم ؟
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۸۷تویه یه رستوران نشستیم و سوجون سفارش داد و منم میخوا...

دخترم به خاطر همچین موضوعی خجالت می کشید؟+دختر خوشگلم اینکه ...

به سمت سرویس بهداشتی رفتمو آرایشمو پاک کردمو بیرون اومدم ، ه...

+نمیتونیم هیون نمیتونیم ، یوجون خطرناکه خودتم میدونی اگه بخو...

dark love

در ون ها باز شد که با عمه هام ودوتا دیگه از عمو هام مواجه شد...

رمان تو خود منی

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁹(نایون+...

پارت ۱۷

رمان تهکوک

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

پارت ۱۴......................................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط