شوخی های رزمندگان (2):

شوخی های رزمندگان (2):

ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بود
روی زمین افتاد و زمزمه می‌کرد
دوربین رو برداشتم و رفتم بالای سرش
داشت آخرین نفساشو می‌زد
ازش پرسیدم این لحظات آخر چه حرفی برای مردم داری
با لبخند گفت: از مردم کشورم می‌خوام وقتی برای خط کمپوت می‌فرستند عکس روی کمپوت‌ها رو جدا نکنند.
گفتم: داره ضبط میشه برادر یه حرف بهتری بگو.
با همون طنازی گفت: آخه نمیدونی سه بار بهم رب گوجه افتاده ...
دیدگاه ها (۳)

فاصله یک لبخند تا جنون

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰²صدای نفس‌های عصبی‌ش از پشت خط شنیده ...

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

Enemys Embrsce [ part ۳۵ ]

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط