امید را از نجاری آموختم که مغازه‌اش آتش گرفت و زغال فروشی

امید را از نجاری آموختم که مغازه‌اش آتش گرفت و زغال فروشی باز کرد...!!!
.
.
.
.
.
.
.

.
.
البته مواد هم میفروخت
همسایه ها لوش دادن
دیدگاه ها (۱)

خداییش دقت کردین چن وقته آمار دزدی از منازل به شدت کاهش یافت...

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ 6 ﻣﺎﻩ ، . . ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺗﻮ لاین ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ : ﻳﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﻛﻮﭼﻴﻚ...

تفاﻭﺕ ﻗﺼﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺍﻭﻧﺎ : ﯾﮑﯽ ﺑﻮﺩ ﯾﮑﯽ ﻧ...

معلم روستا از بچه ها عکس گرفت و گفت:ببینید چقدر قشنگه چند سا...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۵۴ویو راوی مشتری تش...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_20بعد از پارک کردن ماشین از ...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۹ویو راوی بعد از...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۵۵ویو راوی نورا بعد...

تجربه ثابت کرده است؛ پیشروی رژیم صهیونیستی همیشه در آتش‌بس‌ه...

روباه کوچولوی منپارت شانزده꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای وقتی ه...

واقعا..یا اگر بگویی چرا حجاب نداری میگوید گرم است نمیتوان ...

رمان دومپارت اول ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚چشم های اقیانوسی...

نیایش صبحگاهی🌸🍃🌸خدایا بهترین درس ها را 🍃در زمان سختی آموختم🌸...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط