آفریدگارم

آفریدگارم
دلم راشکستن خندیدم
هرچه خواستم دست نیافته ام اما باز خندیدم
آدم هایت تا آن اندزه که توانستن مراآزردن ومن باز هم خندیدم
خداجون خندیدم زیرا که تکیه گاه هم تو بودی وهستی.
دیدگاه ها (۱)

آفریدگارمدلم راشکستن خندیدم هرچه خواستم دست نیافته ام اما با...

آفریدگارمدلم راشکستن خندیدم هرچه خواستم دست نیافته ام اما با...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 2️⃣0️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣنه شب، برای اولین‌با...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

من میگم رفیق آدم باید از خودش عاقل‌تر باشه؛ یه جورایی مکمل ب...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط