نمیدونم چه بلایی داره سر زندگیم میاد ولی کم کم دارم علاقه

نمیدونم چه بلایی داره سر زندگیم میاد ولی کم کم دارم علاقه‌ام رو به همه چی از دست میدم .


#دلنویس



قبلا از حرف زدن با آدما خیلی لذت میبردم دوست داشتم همیشه جاهای شلوغ باشم اینجوری بیشتر بهم خوش میگذشت خیلی کم پیش میومد تنها باشم یه جورایی از تنهایی فرار میکردم و ازش میترسیدم بعد ها که از درون آدما با خبر شدم هر دفعه میخواستم نزدیکشون بشم ترس و دلهره کل وجودمو میگرفت و نمیتونستم با هیچکس ارتباط برقرار کنم ، کم کم همه رو بـ وسـ یدم و گذاشتم کنار بعد تنهای تنها که شدم دیدم چقدر تنهایی شیرین و بی خطره اینکه هیچکس نباشه و فقط خودتو داشته باشی پر از آرامشی ، خودت برای خودت چایی بریزی بخوری ، خودت برای خودت غذا درست کنی بخوری ، خودت تنهایی سریال مورد علاقت رو ببینی ، خودت بری زیر بارون قدم بزنی ، من تنهایی رو انتخاب کردم و هیچوقت از اینکه تنهام و هیچکس دور و برم نیست ناراحت نمیشم.



#دلنوشته_های_من
#گمشده_درشهر_خیال


#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دیدگاه ها (۰)

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

‏بنده در حال حاضر تمام "نا" ها هستم.‏ناراحت، ناکافی، نادرست،...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣۳۱🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)ولی کاملا اشتباه فکر م...

part : 40chapter : 2آروم آروم از راهرو رد شدم و در اتاق ویلی...

My professor Chapter:2Part:90زمان حال| سئولهنوزم به یه نقطه ...

Novel panleo ♡ #part⁶¹ ♡『 paniz 』نگاهی به آینه‌‌ی آسانسور کر...

THE FIRST KISSPART: 2&: ببین من الان کارم به تو بستگی داره ی...

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

شاهکاری به نام دروغ

I can be myself with himPart⁹¹نمیدونم چقدر وقت گذشته بود..کل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط