چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتم

چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتم

رفتم یه کم بتادین تو دستم ریختم و اومدم جلو مامانم

سرفه کردم گفتم وای خون دارم خون بالا میارم !

مامانم زد تو سرم گفت از بسکه میری

تو اون اینترنت بی صاحاب

برو توالت فرشامو کثیف کردی ..

بابام که داشت اخبار نیگا می کرد

خواهر کوچیکم هم داشت از خوشحالی

بالا پایین می پرید و میگفت آخ جون اگه بمیری

اتاقت مال من می شه … :|
دیدگاه ها (۵)

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و دوم: نقابِ شیشه‌ای و حقیقتِ ت...

رمان تهیونگ

چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتمرفتم یه کم بتادین تو دستم ریخ...

چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتم رفتم یه کم بتادین روی دستم ر...

یه روز رفتم یکم بتادین ریختم رو دستم و اومدم جلو مامانم سرفه...

چند وقت پیش حس کمبود محبت داشتم رفتم یه کم بتادین توی دستم ...

چندوقت پیش حس کمبود محبت داشتم، رفتم یه کم بتادین تودستم ری...

حس کمبود محبت می کردم رفتم توی دستمال بتادین ریختم جلوی ماما...

احساس کمبود محبت می کردم رفتم توی دستمال بتادین ریختمجلوی ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط