سلام....هرچی منتظر شدم دیدم این خانم غزل یادی از شعر مورد

سلام....هرچی منتظر شدم دیدم این خانم غزل یادی از شعر مورد علاقه من نمی کنه....پس با اجازه خودم شعر را گذاشتم
بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم
هفت اختر بی‌آب را کاین خاکیان را می خورند هم آب بر آتش زنم هم بادهاشان بشکنم
از شاه بی‌آغاز من پران شدم چون باز من تا جغد طوطی خوار را در دیر ویران بشکنم
ز آغاز عهدی کرده‌ام کاین جان فدای شه کنم بشکسته بادا پشت جان گر عهد و پیمان بشکنم
امروز همچون آصفم شمشیر و فرمان در کفم تا گردن گردن کشان در پیش سلطان بشکنم
من نشکنم جز جور را یا ظالم بدغور را گر ذره‌ای دارد نمک گیرم اگر آن بشکنم
هر جا یکی گویی بود چوگان وحدت وی برد گویی که میدان نسپرد در زخم چوگان بشکنم
گشتم مقیم بزم او چون لطف دیدم عزم او گشتم حقیر راه او تا ساق شیطان بشکنم
چون در کف سلطان شدم یک حبه بودم کان شدم گر در ترازویم نهی می دان که میزان بشکنم
چون من خراب و مست را در خانه خود ره دهی پس تو ندانی این قدر کاین بشکنم آن بشکنم
گر پاسبان گوید که هی بر وی بریزم جام می دربان اگر دستم کشد من دست دربان بشکنم
چرخ ار نگردد گرد دل از بیخ و اصلش برکنم گردون اگر دونی کند گردون گردان بشکنم
خوان کرم گسترده‌ای مهمان خویشم برده‌ای گوشم چرا مالی اگر من گوشه نان بشکنم
نی نی منم سرخوان تو سرخیل مهمانان تو جامی دو بر مهمان کنم تا شرم مهمان بشکنم
ای که میان جان من تلقین شعرم می کنی گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم
از شمس تبریزی اگر باده رسد مستم کند من لاابالی وار خود استون کیوان بشکنم
دیدگاه ها (۱۵)

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

خانوم کوچولو ♡:)part.2.اروم و ریز خودمو به اون هفتا نزدیک کر...

باز آمدم

بازآمدم چون عید نو تاقفل زندان بشکنماین چرخ مردم خواررا چنگا...

🌹 فروپاشی مقدس⁦✍️⁩باز آمدم چون عید نو ، تا قفل زندان بشکنموی...

روز بزرگداشت حضرت مولانا بر نژاده گان پارسی زبان ،ایرانیان ن...

🌸❤شد زنده جان من به مي ، زان ياد بسيارش کنمانگور اگر منت نهد...

امشب از بوی اقاقی ؛ سر خوشم ...وز شراب چشم ساقی ؛ سرخوشم ......

امشب از بوی اقاقی ؛ سر خوشم ...وز شراب چشم ساقی ؛ سرخوشم ......

امشب از بوی اقاقی ؛ سر خوشم ...وز شراب چشم ساقی ؛ سرخوشم ......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط