لااقل بیا بگو که دیگر به دیدنم نمی آیی شاید اشکی نشست گوش

لااقل بیا بگو که دیگر به دیدنم نمی آیی شاید اشکی نشست گوشه چشم هایی که به این “در” خشک شده اند !
دیدگاه ها (۱)

ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ، ﭘﻴﺶ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﺴﺘﯽ …

نج گلویم قبرستانیست پر از احساس هایی که زنده به گور شده اند ...

امشب غم ها برایم مهمانی گرفته اند و من میخواهم بترکانم همه ی...

دنیا دنیای ریاضی ست وقتی عشق را تقسیم کردند و تو خارج قسمت م...

تجربه‌ ی نگاهی زیباست، اما پس از آن، تویی که در باتلاق فرو ر...

منو از یاد نبر.....

بیا ای نازنین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط