تجربه ی نگاهی زیباست، اما پس از آن، تویی که در باتلاق فر
تجربه ی نگاهی زیباست، اما پس از آن، تویی که در باتلاق فرو رفتهای، دیگر نمیتوانی بیرون آیی؛ معتاد شدهای به آن، معتاد به چشمهایی که درونشان صدها ستاره میدرخشد. وای... دیگر نمیتوانی دست از نگاه کردن به او برداری. پرسشی در دل برانگیخته میشود: آیا این همان نقطهی بیبازگشت است؟
تو به لبهایش معتاد میشوی، آن دو یاقوتی که هرگز فراموش نمیشوند.
تو به لبهایش معتاد میشوی، آن دو یاقوتی که هرگز فراموش نمیشوند.
- ۵۲۹
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط