فصل سرما دست هایم را خودم ها کرده ام

فصل سرما دست هایم را خودم ها کرده ام

لرز دارم بس که هی این پا و آن پا کرده ام

هر که از ره می رسد دل می برد از دست تو

ترس دارم در کنارت چون که ماوا کرده ام

بینمان هر روز دارد باز دعوا می شود

خسته ام از بس که هر شب با تو دعوا کرده ام

گیر دادن های من تنها دلیلش هم تویی

هی خیانت می کنی هی با تو من تا کرده ام

من در آغوشِ تو و اما دلت با من نبود

این دلم را بیخودی دیدم که شیدا کرده ام
سرگشته

سهراب سرگشته
دیدگاه ها (۱)

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط