دیروز پسرخالم یه موبایل از این گنده ها خرید بعد گذاشت رو

دیروز پسرخالم یه موبایل از این گنده ها خرید بعد گذاشت رو زمین رفت اتاقش.منم داشتم رد میشدم دیدمش فکر کردم ترازو دیجیتاله رفتم روش وایسادم















بدبخت کور شد از بس گریه کرد!!!!!
دیدگاه ها (۱)

وقتی عموت بود

رمان دخت من

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

پارت ۴ (سرنوشت)

پارت ۴۳خودم و تو بغل کوک جا کردمآروم منو بلند کرد و لب دریا ...

فیک تهیونگ

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:20فقط به ا.ت صدمه زدم فق...

پارت ۱ساعت ۱۲ و ۱۵ دقیقه ی شب_جونگکوک:بعد از ۱۷ ساعت کار و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط