ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)
Part:20
فقط به ا.ت صدمه زدم فقط عشقمو خودمو نابود کردم زندگیمو نابود کردم چطوری تو چشاش نگاه کنم بهش چی بگم چه جوابی بدم..
(ویو ا.ت)
وقتی چشامو باز کردم تو اتاق بودم به ساعت نگاه کردم ۱۰ صبح بود از جام بلند شدمو رفتم پایین که صدای ضرباتی به گوشم رسید صدارو دنبال کردم وقتی رسیدم کنار دروایسادم و به داخل نگاه کردم اون کوک بود وقتی داشت با تمام قدرت به کیسه بکس مشت میزد یه لحظه وایساد و رفت عقب خم شدو دستاشو گذاشت رو سرش
کوک:پسره احمق
دوباره بلند شد و با قدرت بیشتری مشت زد
کوک:لعنتی ..احمق*داد
یهو وایساد و افتاد رو زانوهاش و شروع کرد به اروم گریه کردن راستش تعجب کردم تاحالا تو این حال ندیده بودمش
کوک:لعنتی*گریه
اروم رفتم سمت اشپز خونه و یه لیوان اب خوردم مونده بودم چیکار کنم قرار بود چی بشه ؟ تو این فکرا بودم که کوک با چشای قرمز و خسته طوری که انگار اصلا نخوابیده بود اومد و بی حال نشست روی کاناپه فکر کردم متوجه من نشده پس خواستم بی سروصدا رد شم برم بالا که
کوک:ببخشید *اروم
ا.ت:ها؟
کوک:ببخشید *گریه
ا.ت:....
کوک:واقعا متاسفم..ببخشید..من یه احمقم *گریه
.......

«عشقی در حصارِ درد.»
دیدگاه ها (۲)

بانو فالوشه @victaria_mj.1

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:19ا.ت:چون نذاشتی بگم*بلن...

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_35···گاهی روزهای زیاد همو نمی‌دیدن ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط