کاکو ما یه ماه دیگه جای شما خالی کنکور داریم. عرضم به حض

کاکو ما یه ماه دیگه جای شما خالی کنکور داریم. عرضم به حضور شما که امروز تستی زدیم که ببینیم در چه سطحی هستیم و چطوریم و درصدامونو برای شما آوردیم که به ما مفتخر شین. روم سیا. من از دوران طفولیت با دروس عمومی مشکل داشتم، الا درس شیرین زبان عربی که همیشه خنده رو به لب های من هدیه میداد! از ذکر درصدهای عمومیم شرمسارم و آستین بر چهره گرفتم اما علی رقم میل باطنی نشونتون میدم که درس عبرتی باشه برای همه ی آقایان و خانومان همساده های اطراف!%0Aادبیات: 60%%0Aعربی: 9/3% (ای جان!)%0Aدینی: 68%%0Aزبان :80%%0A%0Aو اما دروس اختصاصی که خووراکمه آقو! با کمال افتخار:%0Aریاضی: 7/2% %0Aفیزیک: 8/8% %0Aشیمی: روم سیا..اینبار شرمنده م کرده این درسم..27%!%0A%0Aعرضم به حضور شما که کاکو علاقه ی ما به درس ریاضی از اول راهنمایی آغاز شد! قبل اون نفرتی عمیق تا پنجم دبستان از این درس در قلب ما شکل گرفت بود که نمرات تکــ {}ـی که از جدول ضرب محبوبم در سال سوم میگرفتم هم بر زخم 20 های لوس و نفرت انگیزی که طی سالیان دبستان معلم به زور و بی توجه به اعتراضات و اعتصاب های من در مقابل نامم می گذاشت، ضماد نشد.%0Aاما اول راهنمایی تا سوم راهنمایی ما معلم فوق العاده ای داشتیم آقو که علاقه ای فراوان به شخص ما داشت! به حدی که تمام ساعت ریاضی عینهو اجل معلق بالای میز ما وایمیساد و هی ایراد می گرفت! هی ایراد میگرف! چرا با خودکار قرمز نوشتی؟ چرا ابروهاتو بالا میندازی؟ چرا انقد درازی؟ بلدی دو بعلاوه ی دو میشه چند یا اینم باید دیکته کنم؟ بیناییت مشکل داره؟ آقا گاها حتی فحش میداد! آقو ما از همون روز اول به این معلم دل بستیم و طفل گریزپایی بودیم که جمعه به مکتبش روان می شدیم! %0Aگر بمردست روانش پر نور ور بود زنده خدا یارش باد!%0A%0Aوارد دبیرستان که شدیم آقو به خاطر همین علاقه ی شدید رشته ی ریاضی رو انتخاب کردیم و بسیار ناموفق و له بودیم! اتحادها رو از اول دبیرستان تا الان هنوز حفظ نیستیم کاکو! آقو در دوران دبیرستان ما معلم های متفاوتی داشتیم یکی از یکی بهتر که به علت ذیق وقت به اشاره ی یک مورد از این بزرگواران بسنده می کنم!%0Aعرضم به حضور شما که این دبیر ما که دبیر ریاضی پایه ی ما بود و از اقبال ما دبیر هندسه و گسسته ی پیش هم شد، اخلاق های خاصی داشت! %0Aیعنی به فحش می کشیدا! خودت و خانواده تو به فنا میداد کاکو به خاطر یه اشتباه محاسباتی ساده پای تخته! درس نمیداد که کاکو! کتاب میذاشت جلوش برا ما متن کتابو با لحنی جذاب و گیرا به عنوان جزوه دیکته می کرد و علاقه ی شدید من به دیکته رو {که از دوران دبستان به همراه داشتم} دوچندان کرده بود به قدری که محض رضای خدا حتی یه دونه تست املا بلد نیستیم بزنیم و در این زمینه داغونیم! %0Aآقو این می گفت و ما زیر نوشته های کتاب خط می کشیدیم. تمرینم که حل نمی کرد تو امتحانش بعد همون تمرین های حل نشده رو میاورد با سوالای تستی المپیادا و همه مونو از دم به فنا میداد و با 10 پاسمون کرذ%0Aتو رومونم میگفت که اصلا براش مهم نیست آینده مون و از اینکه معلم شده بیزاره! خلاصه سرتونو درد نیارم یه عقده ای به تمام معنا بودا یعنی! وسط سال هم کتاب به نصف نرسیده گفت من خودم دانشجوئم و گذاشت رفت و بعدها کاشف به عمل اومد که ساعت کلاس ما رو تو دانشگاه پیام نور شهر تدریس داره %0Aآقا خلاصه تباه کرد آینده ی مارو %0Aچه میشه کرد..معلمه دیگه احترامش واجبه
دیدگاه ها (۵)

عرضم به حضور شما که ما امروز رفتیم دندان پزشکی، آخرین بار که...

پسر یک شیخ عرب برای تحصیل به آلمان رفت. یک ماه بعد نامه ای ب...

خبر فوری ,خبر فوری خوش بختانه طی تلاش های مسئولان دولت و تما...

فکر می کنید ریشه ی واژه ی "برنج " از کجاست یعنی واقعا فکر می...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۴: گروه تحقیقمعلم...

سناریو توکیو روزنجرز(اگه معلم بودن معلم چه درسی میشدن)«نکته:...

~🐻🖤 آپدیت | Dazed با حضور تهیونگ در صدر فروش ⚡️شماره‌ی پاییز...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت سوم | کتاب قدیمیا.ت ...

☝️☝️🚩🚩🚩 ما زمانی خیابان رو ترک میکنیم که این آقا(حفظه الله ت...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁶﴿ویو راوی﴾دو روز گذشت.دو روزی که ات و ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p61وسط کتابخونه، ساعتی قدیمی آروم تیک‌تاک...

A Love Transcending CenturiesPart 7کتابخونه‌ی قصر، از اون کت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط