نوشت "قم ها" به او خندیدن

نوشت "قم ها" به او خندیدن
گفت به "غم ها"یم نخندید که هرجور
نوشته شوند، درد دارند.
از اول به آخر بخوان تا حال آن روزهای مرا بفهمی(قم ها=احمق)
دیدگاه ها (۴)

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

شب جمعه بود که بچه ها به خط زدند و جمعه صبح در ماووت عراق بو...

In the shadows of the hall I watch you, far from that crownR...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هجــدهــم بیست و هف...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط