درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت..

درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت..
در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت...

سجاده گشودم که بخوانم غزلم را.
سمتی که تویی عقربه قبله نما رفت..

در بین غزل نام تو را داد زدم ، داد
آنگونه که تا آن سر این کوچه صدا رفت....

بیرون زدم از خانه یکی پشت سرم گفت...
این وقت شب این شاعر دیوانه کجا رفت !؟

من بودم و زاهد به دوراهی که رسیدیم...
من سمت شما آمدم او سمت خدا رفت...

با شانه شبی راهی زلفت شدم اما ...
من گم شدم و شانه پی کشف طلا رفت...

در محفل شعر آمدم و رفتم و ... گفتند..
ناخوانده چرا آمد و ناخوانده چرا رفت

.
دیدگاه ها (۱۴)

شیراز.حافظیه.جای همتون سبز

اینجا که منم قیمت دل،هر دو جهان است.

مطرب عشق عجب ساز و نوایی داردنقش هر نغمه که زد راه به جایی د...

به تماشای تو که دریمنی ؛می آیم توکه دوری زمن و پیش منی می آی...

رمان دخت من

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۶..

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐جونگکوک:اه مامان ولش کن بیا بغلم باهم ف...

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁶ : پارت ...

`` قشنگ تربن اشتباه ``chapter : ²part : ³دیگر چیزی نگفت.بی‌ه...

پارت ۱۵ آن روز قرار بود یک روز کاملاً معمولی باشد.صبح سر کار...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵ویو لیلی ___و اون سکوت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط