نکند شعر شوی از لب دفتر به در آیی

نکند شعر شوی از لب دفتر به در آیی
نکند قصه شوی آخر این شب به سر آیی
نکند گریه کنی یک شب دیگر و نفهمم
وقت حراج دلم شد،به صف، آخر نفر آیی
می زند طعنه به من این شب تاریک دوباره
نکند روز شود شب بشود باز نیایی
بد به حال خودم و این دل تنگم جگرم سوخت
کاش میشد که بفهمم تو همین لحظه کجایی
بی تو بدجور دلم غرق تمنای تو گشته
وای بدجور به یادت دل من گشته هوایی
کاش فرصت به تو و بر من و این ساعت بی تاب
بدهد عقربه و صبر کند تا تو بیایی
کاش اینبار تو را در شب و در خواب نبینم
بخدا خسته ام از دست تو و خواب و جدایی...
دیدگاه ها (۳۰)

✅✅✅♦️شده؟ تا حالا شده...شده دردی به دلت ریشه کند آب شوی؟همه ...

نفسم فصل شراب است کجایی بی من؟حال من بی تو خراب است کجایی بی...

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

عاشقانه های شبنم

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

My lovely neighbor part : ۷۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط