من : بابا تو امتحان 9 گرفتم

من : بابا تو امتحان 9 گرفتم

بابا : تو خنگی به مامانت نمیرفتی نمیشد؟ جلو چشام نباش

من : بابا تو امتحان 15 شدم

بابا : چرا 18 نشدی؟

من : بابا تو امتحان 18 شدم

بابا : یه روز نشد بیای بگی 20 شدم

من : بابا جووووووون 20 شدم

بابا : بخون پسرم ، به خاطر خودت داری میخونی ، به خاطر من که نمیخونی
دیدگاه ها (۱)

وقتی که همه کارشون تموم شد جلو در کافه ایستاده بودن اومه میا...

پارت بعدی 🎀ات چند لحظه به فنجان روی میز خیره ماند.+ جون‌هیه....

وقتی میریم ایران ولی تحریک میشه . ...چمدونم و کنار کیف و وسا...

پرنسس کوچولوی دروغگو p۲

P3 .PRISON MAFIA.

THE DARK SHADOWS

دوستم به خاطر چی باهام قطع رابطه کزد؟چون باعث شدم که از یه گ...

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۸ویو لیا:صبحونه‌مون که تموم ش...

پارت پنجم ات. آها باشه یهو در زده شد ات. بفرماید داخل کوک. ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط