قرارمان فصل انگور....

قرارمان فصل انگور....
.
صبح بهار می‌شوم تا به تو فکر می‌کنم
باغ انار می‌شوم تا به تو فکر می‌کنم

عقل تِلوتِلوخوران یک‌سره چرخ می‌زند
دایره‌وار می‌شوم تا به تو فکر می‌کنم

ای شفقِ شفیق تو، رِفق تو و رفیق تو
مِهرمَدار می‌شوم تا به تو فکر می‌کنم

دل به حضور می‌رسد، نور به طور می‌رسد
آینه‌وار می‌شوم تا به تو فکر می‌کنم

شور و حریق و وَلوَله، زلزله پشت زلزله
روزِ شمار می‌شوم تا به تو فکر می‌کنم

ژرف‌ترین! به کُنه تو جز تو کسی نمی‌رسد
غرقِ کنار می‌شوم تا به تو فکر می‌کنم

در شُرفِ تلاشی‌ام، آه! اگر نباشی‌ام-
گرد و غبار می‌شوم تا به تو فکر می‌کنم

ای یکِ بی‌شمار تو، ساحتِ بی‌حصار تو
چندهزار می‌شوم تا به تو فکر می‌کنم

مست -اگرچه گفته‌ام- لب به غزل نمی‌زنم
باز دچار می‌شوم تا به تو فکر می‌کنم

#ادبیات
#غزل
دیدگاه ها (۰)

یک صوتِ مُبهمم که الفبا نمی‌شومیک واژه ی عجیب که معنا نمی‌شو...

یک صوتِ مُبهمم که الفبا نمی‌شومیک واژه ی عجیب که معنا نمی‌شو...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش اول_ گر عشق تو مارا به جهنم بکشدمشتاق عذاب...

عاشقانه های شبنم

📍هرشب اجرا دارد. خواننده زنی در تهرانبه آن...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط