این شیپیش شو می بینید🤷

این شیپیش شو می بینید🤷
اینقدر رو به خدا گریه کردم
تا این رو انداخت توی قلبم
پدر سگ بابای هنو ۶ ماهش نیس
امروز ظهری
لوبیا کیچیری و سیب زمینی داشتیم
اینم تو بغل گیر که نمی کرد
همش میخواست بر تو کاسه او
وقتی که غذا می بینه دیگه با شیر
مادر هم آروم نمیشه تا
اون چیزی رو ندیدش و نخوره
☺️😋😘
دیدگاه ها (۰)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۰ | «مهمان ناخوانده، رئیس...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴¹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا حدود یک ساعت ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۴ *آوا*تا دیدم اون دختره دیوونه ت...

پارت ۳۴ من و جین‌وو توی آشپزخونه مشغول درست کردن شام بودیم.ـ...

I'm not jealous part 39با عشوه ای که بیشتر شبیه به صدای عرعر...

فرض کن قیامت🏜 شده ونامه اعمالت رو آوردن...📜توش نگاه می‌کنی👀 ...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

پارت: 3 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«اینجا چه خبره؟»صدا، بلند ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط