۲۳مهر۹۷

۲۳مهر۹۷
امروز از صبح مهمون داشتی. برای قراداد صادرات اومده بودن.
نمیدونم چرا ته دلم باز گرفته بود... نگات میکردم دلم برات ضعف میکرد اما ..
با بچه ها تایم ناهار بودیم که گوشیم زنگ خورد...
خدایا.. کیه...
اصلا باورم نمیشد شماره توئه.
بهم میگی smsمو بخون😇 😇 😇
گفتی برو مرخصی آماده شو ۵ میام دنبالت.
وای اصلا انتظار نداشتم کلی ذوق کردم. تند تند کارامو کردم و ۳برگشتم خونه و راس ۵ من آماده آماده بودم☺
بهم smsمیدی کجا منتظرمی..........
امروز کلی باهم بودیم. کلی حالمو خوب کردی. غیر تو کی میتونه منو نجات بده. کی میتونه بهم زندگی بده💟
من تموم حس خوبمو از گرمای آغوش تو دارم👫
دیدگاه ها (۱۳)

ترکم نکن

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 4به هرحال اون چیزی که نب...

KIM V

وقتی دابمسش گرفتی ولی... 🤍✨(the last part 🫠🐾)ویو تهیونگ داشت...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

My lovely neighbor part : 53

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 26_من آمادمجونگکوک ک...

KIM Vpart 26کیم‌ویا.تاصلا نمیتونستم باور کنم کیم وی ازم خوشش...

THE FIRST KISSPART: 5تهیونگ: میتونم عشقتو به خودم حس کنم تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط