همان بهتر که رفتی فرشته....

همان بهتر که رفتی فرشته....

چه کسی تعهد می داد که به وقت لمس تو ،

ناخن های گیج و مستم خطی به تنت نکشند....؟

جیب های سوت و کور من کجا می توانست ،

خسارت لب های دست نخورده ی تو را بدهد...؟

حق با خداست...

صورت زردم داد می زند که طاقت مکافات ندارم...

می دانی برای عاشق کردن چشم و گوش بسته ی تو ،

چند عمر حبس می نویسد...؟

می دانی با هر بوسه به لب فرشته ،

می توان چند جهنم خرید...؟

تقصیر من نبود که بی خبر بزرگ شدم....

تقصیر گلیمم هم نبود که ناخواسته کوچک ماند....

فقط فراموش کرده بودم که من آدمم....

همان بهتر که رفتی فرشته...!
دیدگاه ها (۷)

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

پیمان نقره ای

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

پارت نمیدونم چند حاجی شرمندت 😊 همون لحظه سانزو برگشت و بغل گ...

سناریو تهیونگ

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۵: وارث قاتل ناخواستهسرآشپز مثل اژدهای عص...

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط