نه از مسجد فتوحی شد

نه از مسجد فتوحی شد
نه از میخانه امدادی


به هر جانب که رفتم
پای امّیدم به سنگ آمد...!
دیدگاه ها (۲)

با هم ببینیم و بشنویم

رمان تو خود منی

با پا راه بری ، کفشت پاره میشه ، با سر راه بری ، کلاهت !دیرو...

عاشقانه های شبنم

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️ریگیلوس ادامه‌ی جمله را گفت:«سه خاندان، یک...

هذیان

ستاره ی من(پارت 1)

رمان عشق ممنوع

✦ اولین گناه ✦فصل سیزدهم: جایی که سایه‌ها زندگی می‌کنند---را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط