رفـتــــم امــا ,

رفـتــــم امــا ,
لحظه هایم بی تو دیگر سر نشد
حالا برگشته ام
تا دوباره آرام فریاد بزنم
نبودن هایت را ...










بی بهانه رفتی و من همچنان در انتظارِ ،
بیــــ بهانه آمدنت
هستم
دیدگاه ها (۱)

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

«شب که از راه می‌رسد، سکوتِ خانه از سکوتِ جهان سنگین‌تر می‌ش...

«شب که از راه می‌رسد، سکوتِ خانه از سکوتِ جهان سنگین‌تر می‌ش...

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

چقــــدر درک شدن دلنشین است...اینکه گاهــی دوستـی، همدمـی، ه...

باشد روزی که تو رو در جهان دگر میبینممنتظرت خواهم بود تا بار...

و تو،طوری در من نفوذ کرده‌ای که انگار تمامِ سلول‌هایم، از هم...

صبح، آغاز دوباره‌ی امید🌿 #خدایاشکرت که امروز هم کنارم هستی، ...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط