تو گفته بودی می کشد دریا به هرسویت

تو گفته بودی می کشد دریا به هرسویت
من گفته بودم با توام! پارو به پارویت

آشفتگی های خودم را یاد من انداخت
هربار بادی بی هوا پیچید در مویت

تنها به لطف چشم هایت بود تلخی ها،
شیرین اگر شد مثل چای قندپهلویت
دیدگاه ها (۴)

من چجوری میتونم باور کنم که انقد زود ۲۹ سالت شد؟؟ چجوری باور...

نفرت و عشق🚬 [از زبان پریسا]صدای موتور ماشین‌های مشکی تو کوچه...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

صدای انفجار هنوز در ساختمان می‌پیچید.مایکی دستم را گرفته بود...

💙در میان راهروهای سردِ بلاتکلیفی، هنوز صدای تپشِ قلبت را از ...

نماد مرگ پارت شیشم

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط