💙در میان راهروهای سردِ بلاتکلیفی، هنوز صدای تپشِ قلبت را

💙در میان راهروهای سردِ بلاتکلیفی، هنوز صدای تپشِ قلبت را از یاد برده‌ای.
کسی آمد، در آینه‌ای به تو نشان داد که چقدر ارزشمندی؛
اما همان آینه را به زمین کوبید و رفت، و در گوشت زمزمه کرد: «تو لیاقتِ بهتری داشتی.»
این جمله، کابوسی شد که در خاطراتت چرخید و تو را در برزخِ تردید اسیر کرد.
پرسیدی: اگر ارزشِ من را می‌دانی، چرا رهایم می‌کنی؟
این تناقض است که به تو درسِ تلخی می‌دهد؛
فکر می‌کنی ارزشت در همان خداحافظیِ شیرین، تمام شده است.
اما حضوری دیگر نیز هست؛ حضوری بی‌ادعا و عمیق.
او پیش از آنکه حرفی از لیاقت بزند، چشمانش را به نگاهت می‌دوزد و سکوت می‌کند.
او نه به بهانه‌های تو، که به عمقِ وجودت نگاه می‌کند.
او هرگز تو را با دیگران مقایسه نمی‌کند، و نسخه‌ی کامل‌تری از تو نمی‌خواهد.
او هر روز، نسخه‌ی تازه‌ای از تلاشِ خودش را کنار دستانت می‌گذارد،
تا تو معنایِ واقعیِ «ماندن» را در عمل ببینی، نه در حرف.
آن کس که رفت، با فریادِ «لیاقت»، فقط پوسته‌ای از توجه را به تو داد.
اما این یکی، با پناهی از مهربانی، حتی در خستگی‌هایت بیتابِ توست.
این حسِ سردرگمی را، نه سکویِ پشیمانی، که فانوسی برای دیدنِ تفاوت‌ها کن.
کسی که از ارزشت می‌گوید و می‌رود، در پیِ اثباتِ جسارتِ خودش بود.
و آن کس که بی‌آنکه حرفی بزند، هر بامداد برای ساختن می‌آید،
می‌داند که تو سرمایه‌ی باقی‌مانده‌ی روزهایش هستی.
پس چشم از سایه‌های خداحافظی بردار و به افقِ آن کس بنگر که دستش را برای ماندن، به سوی تو باز کرده است💙

🩵پ.ن:یا چشم بپوش از من و از خویش برانم

یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم

#فاضل_نظری🩵




📝 #هانیه #نوستالژی #شخصی
#ه_مثل_هانیه #نوستالژیک #خانواده
#آلفا #خاص #هنرمند
#کتابخانه_آلفا #شصتی_ها #هنرمندان
#قصر_عشق #هفتادیا #موسیقی
#نوشته #هشتادیا #طبیعت
#دلنوشته #آپارات #تنهایی
#هنر #ویژه
#تو_و_دیگر_هیچ #ویسگون #پست
#نوستالژی_آبی #بارونی_آبی #رویای_آبی
دیدگاه ها (۰)

💙‏شما يادتون نمياد يه زمانى رابطه‌ها كه خراب می‌شد پيغام می‌...

💙به قول مادربزرگ چینی گل‌سرخدوستت دارم شنیدهکه لپ‌هایش گل ان...

💙آقا من واقعا برنامم برای بزرگسالی این نبودکو شوهرِ خوشتیپ ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط