ناگهان دیدم سرم آتش گرفت

ناگهان دیدم سرم آتش گرفت
سوختم خاکسترم آتش گرفت

چشم وا کردم سکوتم آب شد
چشم بستم بسترم آتش گرفت

در زدم کس این قفس را وا نکرد
پر زدم بال و پرم آتش گرفت

از سرم خواب زمستانی پرید
آب در چشم ترم آتش گرفت

حرفی از نام تو آمد بر زبان
دست هایم دفترم آتش گرفت




---------------------
دیدگاه ها (۲)

★彡   Part 17 彡★ صبح، با برخورد مستقیم نور خورشید از خواب بید...

عاشقانه های شبنم

چند پارتی جونگ کوک

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت - 𝆏۱۱●•_شرلوک هلمز_هنوز همون‌جا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط