هوای توی گل فروشی، رد کش جوراب؛ دیر می رسی سرکار و هنوز ر

هوای توی گل فروشی، رد کش جوراب؛ دیر می رسی سرکار و هنوز رئیس نیومده؛ خنکی اون طرف بالش؛ اسم عطرت بپرسن؛
لیسیدن انگشت پفکی؛ وقتی نوزادی انگشتتو محکم بگیره؛ بوی تن نوزاد؛ وقتی خوابی یکی پتو بندازه روت؛ مغز کاهو؛
حرف زدن بچه با خودش وقتی داره تنهایی بازی می کنه؛ آخر سفر بشینی همه ی عکس هایی رو که گرفتی نگاه کنی؛
وقتی کسی بهت می گه صدای خندت رو دوست داره؛ وقتی خندت میگیره و خندتو نگه می داری؛
بچه ها بازیشونو نگه می دارن تا از کوچه رد بشی؛ با پای برهنه روی شن های خیس ساحل قدم می زنی؛ بوی چمن خیس ...
زندگی رو ساده بگیرین و از این همه لذت های کوچیک زندگی خوشبختی را احساس کنید .....
دیدگاه ها (۱)

ســلام صبــح بخیــر یـه حـس خـوب یـه خبـر خـوب یـه روز خـ...

زیبـایی یک خانـومبه شعور ...شخصیت ....حیا و پاکدامنی .... و ...

مادری که هر روز راهروها را جارو می کشد .... پوکی استخوانش را...

ســـــلام دوســـــــتان روزتـان پر از نشــــاط و خوشـــی ......

پارت: 2 (بخش2)وقتی زین بالاخره به رختکن رسید، تقریباً همه رف...

پارت: 2 (بخش3) وقتی زین بالاخره به رختکن رسید، تقریباً همه ر...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

معرفی شخصیت های رمان 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚کیم تهیونگ | ۲۳ سالهوارث خاندان کی...

پارت: 19 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گندِ هات‌داگ‌های نیم‌...

اخبار

فصل دوم رمان گرفتار تو پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط