واسه سحر بیدار شدم تلوزیونو روشن کردم نشستم به خوردن تا ا

واسه سحر بیدار شدم تلوزیونو روشن کردم نشستم به خوردن تا اذان بگه

















نزدیکای ساعت شیش و نیم بود که از خوردن خسته شدم ولی اذان نگفت که یهو یادم افتاد
دارم pmc نگاه میکنم :|
مرگ برآمریکا:|
دیدگاه ها (۱)

واکنش انگلیسی ها به رنگ موی همسرشان: عزیزم گل بودی گل تر شدی...

“با کی بودی ؟؟؟؟؟” چیست؟جمله ای که برای ترساندن شخص مقابل در...

رفتم دکتر میگم : دکتر به دادم برس به جای سمنو یه پیاله حنا خ...

ﺍﺯ ﺁﺯﻣﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺯﻧﻪ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻦ، ﻣﯿﮕﻦ : ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺧﺎﻧﻮﻡﺟﻮﺍﺏ ﺁﺯﻣﺎﯾ...

رمان تهیونگ

دختر تنها{3}

رمان

چند پارتی

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

رمان تهیونگ

سناریو:مرگ پنهان/پارت¹¹**ایزوکو**کلامی با خوانندگان: عه...بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط