بااینکه تازه درنفسم پا گرفته ای

بااینکه تازه درنفسم پا گرفته ای
ازمن تمام دغدغه ها را گرفته ای

هی فکر میکنم که تو با این قشنگیت
حتما چقدر وقت خدا را گرفته ای

دایم کنار غیری و گاهی کنار من
آنجا همیشه شادی و اینجا ، گرفته ای

خورشید شب نشسته منظومه ، خواب را
از چشمهای مردم دنیا گرفته ای

با این لطافتی که دلم در تو دیده است
ماندم چگونه نسبت خاتون گرفته ای

مبهوت مانده ام که تو با این بزرگیت
آخر چگونه در دل من جا گرفته ای

@foad_2022
@foad_2023
دیدگاه ها (۰)

FALLEN ECHOESPart 11هیونجین آن شب تا دیر وقت بیدار ماند.صدای...

پارت ۴۳ — بهایی که باید پرداخت می‌شدیونگی هنوز همان‌جا ایستا...

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

🦢 پارت سی‌وسوم | آخرین حسابصبح روز بعد، همه‌چیز تغییر کرده ب...

پارت هفت

𝖕𝖆𝖗𝖙12لیسا تا صبح بیدار ماند.در اتاقش نشسته بود. پتو دورش پی...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁹به سمت‌شان رفتیم.جی...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۸

فیک جونگکوک خواب های واقعی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط