بعد از رفنتش

بعد از رفنتش
تمام وسایل خانه را فروختم

بجز صندلی اش

گفتم :
مبادا اگر برگشت خسته باشد
دیدگاه ها (۴)

ﺑﻮﺩﻥ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﻫﺎﯼ ﻗﺪﯾﻢ .. ﻧﻪ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺑﻮﺩ ، ﻧﻪ ﺗﻠـــﻔﻦ ﻓﻘﻂ ﻧــ...

ﺩﻧﯿـــــﺎ ﺭﺍ ﺑﮕــــــﻮ ﺁﺑــــ ﺑﺒـــــﺮَﺩﺍﯾـــﻦ ﺭﻭﯾــــﺎﯼ ﺗــ...

بعداز گرون شدن بنزین و......ناهار امروز ما

زیبا ترین متن عاشقانه که اشکمو درآورد!حتما بخونید!!!من و تو ...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:50ابروهام بالا رفت. یعنی اونم...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

نام: قرارداد نفرتPart:63بعد از چند ساعت بازی و خنده، همه تقر...

مردی که در کنارم بود

ریاکشن

آخرین بحث پارت ۱

بالاخرههههه دارم پارت مینویسمممبچه ها قول میدم ازین به بعد ت...

Pat:5اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک. جواب دادم و سریع گفت زنتو گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط