ای آنکه مرا برده ای از یاد ، کجایی ؟

ای آنکه مرا برده ای از یاد ، کجایی ؟
بیگانه شدی ، دست مریزاد ، کجایی ؟

در دام توأم ، نیست مرا راه گریزی
من عاشق این دام و تو صیّاد ، کجایی ؟

محبوس شدم گوشه ی ویـرانه ی عشقت
آوار غمت بـر سرم افتادـ ، کجایی ؟

آسودگی ام ، زندگی ام ، دار و نـدارم
در راه تو دادم همه بـر باد ، کجایی ؟

اینجا چه کنم ؟ ازکه بگیرم خبرت را ؟
از دست تو و ناز تو فریاد ، کجایی ؟

دانم که مرا بی خبری می کشد آخر
دیوانه شدم خانه ات آباد ، کجایی ؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۳)

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

شعر و غزل

عاشقانه های شبنم

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط