در پس انتظارم

در پس انتظارم
دلخوش به لطافت باران بودم
که با آمدنش
غبار از چهره ی آرزوهایم بشوید؛
اما نامنتظر سیل آمد و
تمام آرزوهایم را از دلم شست
دیدگاه ها (۴)

رها🦋 پاییز دارد نزدیک می شود..🍂آرام و بی صدابا چمدانی پر از ...

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

▪️یک قطعه از تربت را به امواج سیل افکندم و لحظاتی بعد سیل بن...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️جنا زیر لب گفت:«اون داره میاد پایین.»ریگیل...

از ترس تا اعتمادpart: 8 مد...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️باران از عصر شروع شده بود.تا ساعت نه شب، ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط