🌱 نذر پرندگان

🌱 نذر پرندگان

دعایم مشتی دانه بود که در دستم ریختم تا پرنده ای بیاید و بخورد و  به خدا بگوید این دانه که خوردم از دست کسی بود که دعایی داشت و خدا بگوید:  با آن دانه که خوردی، تنت اندکی گرم شد؟
بالت کمی جان گرفت؟
و پرنده بگوید: بله اندکی
و خدا بگوید: بیا این استجابت را ببر و بگذار در دستش؛ به پاس همان اندکی...
🕊️#ما_همه_پرندگانیم_به_دستهای_هم_محتاج
#هر_اندکی_پاداشی_دارد..
‏
دیدگاه ها (۴)

پارت: 3 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*فراموش کرده بودم که پای راس...

KIM V

🌱 نذر پرندگان دعایم مشتی دانه بود که در دستم ریختم تا پرنده ...

دعایم مشتی دانه بود که آویزانش کردم در ایوان تا پرنده ای بی...

دعایم مُشتی دانه بود که آویزانش کردم در ایوان تا پرنده‌ای ب...

دعایم مُشتی دانه بود که آویزانش کردم در ایوان تا پرنده‌ای ب...

خدا . . . . . . دلم میان این همه آدم . . . میان این همه پیچی...

خدا . . . . . . دلم میان این همه آدم . . . میان این همه پیچی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط