نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود. ب

نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود. بـرچـه گلـی بـنویـسم که هـرگز پرپر نشـود. بـر چه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود. بـر چه آبـی بنویسم که هـرگز گل آلود نشود. وسرانجام بـر چه قلـبی بنویسم که هـرگز سـنگ نشود
دوستت دارم
دیدگاه ها (۱)

در روزگاری که آینه‌ها هم گاهی غبارِ خودخواهی را پس نمی‌دهند،...

خورشید امروز هم طلوع کرد تا به ما یادآوری کند...امید، هرگز غ...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ویکم: دیوار---بعد از آن بوسه.در باغ. در...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط