دلم یکم هوای مرگو میخاد

دلم یکم هوای مرگو میخاد
.
.
.
اما آرومش جوری که هیچ کس متوجه رفتنم نشه



چه قشنگه اون روز من با لباس سفید بقیه همه مشکی بالا سرم واستن و نماز میت بخونن اون روزه که من از همه بالا پایین ها و سختی های زندگی راحت میشم به امید اون روز
دیدگاه ها (۱۷)

چند پارتی (درخواستی)

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_7ویو میراچند ثانیه بعدسه...

لحظه ی دیدار با تو بعد از اینکه تهیونگ با اون حرکت رو از روی...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۸" در آغوش رویای آبی ات "...

پارت ۱۹: از کابوس تا حقیقتِ تلختهیونگ هنوز داشت نفس‌نفس می‌ز...

پارت ۸۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط