از هر چه هست و نیست گذشتم

از هر چه هست و نیست گذشتم
ولی هنوز
در مرز چشمهای تو گیرم
فقط همین...


با دیدنت زبان دلم بند آمده ست
شاعر شدم که لال نمیرم
فقط همین.. ..
دیدگاه ها (۱)

دل ك بعد از دیدنت دیگر به جایش بند نیست!🌸عقل هم با دیدن چشم ...

سلام، امام #غریب من!آمده‌ام؛ با تمام دلم، با قدم‌های احساسم،...

تا تو هستے، دلم پریشان نیستدر نگاهم نماد باران نیستبا تو اے ...

میگم.باباجون.مهربونماز وقتی رفتی چنان ضعیف و ناتوان شدمکه ب...

برای بودنت میمانم                            وبرای دیدنت میم...

شیشه پنجره را باران شستاز دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد ش...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سر من نیست، بیم رس...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

تو نمی‌خواهی عزیزت بشوم، زور که نیستیا نگاهم بکنی، چشم تو مج...

طبیعت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط