از همین می ترسم...

از همین می ترسم...
به یه چیزی یا کسی عادت میکنی...
اونوقت اون چیز یا اون کس قالت میگذاره... اونوقت دیگه چیزی برات باقی نمیمونه... میفهمی چی میخوام بگم؟....
اونهایی رو که میگذارن و میرن رو دوست ندارم...
اینه که اول خودم میگذارم میرم...
این جوری خاطر جمع تره...


#رومن_گاری
دیدگاه ها (۳)

Chapter 14"*frozen*+ تهیونگ نزنم نصفت کنما، طرف رفیقمه از ما...

رمان عشق و انتقام

My lovely neighbor part : 56

forced by your side به اجبار کنار تو part:13پرش زمانی اتاق ج...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

My lovely neighbor part : 64

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

پارت ۳۶ویو ماریاماریا:هی تانر کجاست گوشی رو بده بهش منشی:ولی...

ابلیس

#دوپارتیموضوع:(وقتی یه آرایشگری و...)جونگین/ا.تتو سالن کوچیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط