روبرویم تمام دنیاست

روبرویم تمام دنیاست
پشت رویم خالی
در چشمم یک دو جین اشک نریخته
در گلویم بغض هزارساله
لاشخورها هم در آسمان به من می خندند
آه از دفن تلخ خاطره ها
ولی باز هم خیالی نیست
من به تنهایی مردن عادت دارم ...
دیدگاه ها (۶)

وسوسه میشم باز سراغت بیام رفیق قدیمی ...

نیزه می زند بر قلبم آنکه می خواست طبیب دردهایم باشد ، بزن بر...

زندگی ام به هم ریخته .... خدای دانه های انار

حدود یه هفته اس ترکش کردم ... سیگار لعنتی .

از دشمنان تا عاشقان

پارت ۶۸

I love you...but I don't know...How can I say this...to you....

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت هجدهم: بازی باخته و بازگشت به قفس 🗝️...

بالاتر از اتمسفر

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²²ویو: اتچمدونم روی تخت باز بود.لب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط