تا شدم بی خبر از خویش، خبرها دارم

تا شدم بی خبر از خویش، خبرها دارم

بی خبر شو که خبرهاست در این بی خبری

سرو آزاد شد آن دم که ثمر هیچ نداد

بی ثمر شو که ثمرهاست در این بی ثمری
دیدگاه ها (۱)

میبخشی پارت ۵

.حامد بهداد: از خانواده شه/ید عذرخواهی می‌کنم/ دو دستگی‌ها ب...

شهر آشنایی🌹❤️به اميد آن روز كه دوستى ومهر آنقدر فراگير شود ك...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

با هماهنگی کتابخانه فاطمی صورت گرفت؛ اهدای کتاب به زائران نوجوان حرم بانوی کرامت

Afterglow

وقتی میرین بیرون ولی ...سری به عنوان تاسف تکون دادم _خاک تو ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁴ویو: اتتقریباً یک ساعت بود روی ت...

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط